كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
336
ده سفرنامه ( فارسى )
است . از آنجايى كه ممكن است اين مسئله باعث سردرگمى و ايجاد حدس و گمان گردد لذا در آغاز من بدون هيچ اظهارنظرى عقايد و دلايل هركدام را شرح مىدهم و آنگاه مشاهدات شخصى و اطلاعاتى را كه از محل كسب كردهام به اطلاع مىرسانم . دلائلى كه ماژوررنل براى انتخاب اين خرابهها به شهر سوس بيان مىكند از اين قرار است . اولا با توجه به شباهت اسمى و با در نظر گرفتن فاصله بين سارد و سوس كه در الواح اريستاگوراس « 14 » آمده است بيشتر علائم به خرابههاى شوش مطابقت مىنمايد تا شوشتر . دوما افسانه مربوط به دانيال پيغمبر است كه مىگويند گورش در شوش پيدا شده است . سوما اين كه سوس بايستى در كنار رودخانهاى باشد كه از ماد سرچشمه گرفته باشد . دكتر وينسنت « 15 » در پاسخ مىگويد ما در موقعى مىتوانيم اين شباهت اسمى را مورد تأييد قرار دهيم كه از محل دقيق شهر مطمئن باشيم و تا زمانى كه محل واقعى شهر معين نشود اين يك فرضيه غلط و سفسطهآميزى است . كلمه شوشتر هنوز از واژه شوش به شوشان كه در كتاب مقدس آمده است نزديكتر است در حقيقت شوشان چندان تفاوتى با سوس ندارد جز آنكه در يك نقطهگذارى حرف سين به شين تبديل مىگردد . و از طرفى روايات مربوط به دانيال پيغمبر كمى بيشتر از داستانهاى اساطيرى كليساهاى روم و اسلامى مورد توجه مردم قرار دارد . به گمان نويسندگان شرقى شوشتر بيش از شوش قدمت دارد
--> ( 14 ) - Aristagoras ( 15 ) - Vincent